امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

امیرحسین کوچولو

آقا خرگوشه ....

1391/5/4 15:01
نویسنده : آبجی بزرگه
220 بازدید
اشتراک گذاری

سلام...

ما اومدیم با خاطرات هفته سوم شش ماهگیم...هورا

تو  این هفته من یه مسافرت کوشمولو داشتم که کلی بهم خوش گذشت...از خود راضی

دیگه کامل کامل می شینم....

کلی بَه بَه های جدید می خورم که همشون از نظر من اَه اَه هستننیشخند

و با کلی دنگ و فنگ می خورمشون...

اگه خیلی هم بد مزه باشه دیگه انقدر عُق می زنم که مامان بی خیال میشهزبان

این آبجی انگار خودش نی نی نداره!!!!!

خوب چند ماه دیگه نی نی به دنیا میاد این بلاها رو سر اون بیار خوباز خود راضی

مگه من موش آزمایشگاهی هستم که همه چی رو، روی من امتحان می کنی آخه؟نگران

چند روز پیش که داداش حمید میره بالای پشت بوم ایشون هم تشریف می برن...

یه عروسک قدیمی خرس که لباس خرگوش تنشون بوده را با خودشون میارن پایین...

قبلش هدفی جز آوردن عروسک به خونه نداشتن...

اما ....

بهتره بقیه داستان را تصویری ادامه بدیم.قلب

اینم عروسکی که آبجی با دیدنش برای من نقشه کشید....

لباسش را درآورد و آوردش خونه ما....

درسته که من ریزه میزه و کومشولو هستم ...

اما لباسه فقط سرش باز بود...نگران

به زور من را کردن توی لباس و منم که تیتیش جدید ببینم کلی ذوق می کنم...

اما وقتی به دومین دستم رسید یکم تنگ شد و من گریه کردمگریه

بعدشم تا یه مدتی برای عکس برداری باهاش همکاری نکردمنیشخند

آبجی هم از کلی ترفند استفاده کرد شاید به دوربین نگاه کنم...خجالت

اول گوشی شو بهم داد که بعد از صد بار صدا کردنم بالاخره یه بار بهش نگاه کردم....مژه

بعدشم کاموا بهم دادن که کلی عاشقشونم و تخصصم ایجاد گره های بیشمار روی اونهاستنیشخند

اینجا هم کاموا افتاد و خم شدم برش دارم که آبجی شکار لحظه ها کرداز خود راضی

تازه یادشون افتاد که خرگوشها به  چی علاقه شدیدی دارنمتفکر

شما هویج میل ندارین؟!

اینجا دیگه تنها وایستادم البته مامانی کنارم نشسته و مواظبمهاز خود راضی

اینم آخرین عکس آقا خرگوشه از نیم رخخجالت

این روزا که بحث نی نی جدید تو خونمون داغ داغه ....

و کلا غذاهایی که تو خونه پخته میشه به دستور نی نی هستش....

و امکان نداره نی نی هوس چیزی بکنه و مامان براش درست نکنه!!!!

نی نی هم از فرصت استفاده کرد و گفت که هوس آبگوشت دایی کوچیکه کردماسترس

اول منو وزن کردن ببینن چقدر گوشت دارم...

من به این ریزه میزه ای اصلا گوشت دارم؟!!!!!

بذار ببینم  این دستگاه چطوری کار می کنه؟؟؟سوال

نگاه کنین!!! یه نی نی شش ماهه فقط هفت کیلو و 100 گرمه!!!!

(ترازوی بابایی یک کیلو کم می کشه)

ولی بازم حرف حرف نی نی شد و اینم آبگوشت دایی کوچیکه که دلش می خواست...

منم هیچ شکایتی نکردم....

خلاصه دایی باید برای خواهر زادش از این کارها هم انجام بده دیگهقلب

اینم ماجراهای هفته سوم شش ماهگی....

نماز و روزتون هم قبول باشه و مارو از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید.بامن حرف نزن

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مامان پاتمه
5 مرداد 91 12:24
سلام عزیزم کلی از دیدن عکسا لذت بردم آفرین به آبجیه هنر مند حسودیم شد کاش ما نزدیکتون بودیم و آویسا و آوش رو میاوردیم آتلیه شما راستی آوش خان شما رو لینک کرد
مامانی وروجک
28 مرداد 91 21:57
سلام عزیزم ممنون که به وب ما سر زدین.امیر حسین جون هم خیلی نازن .دلتون شاد و لبتون خندون